تبلیغات
انتظار خورشید - کلاه پهلوی یا اسلام پهلوی!!

انتظار خورشید

... و هیچ اندیشیده ای که آیا تو را نیز از آن خورشید نصیبی خواهد بود؟

کلاه پهلوی یا اسلام پهلوی!!

باز هم نشستیم و به فیلم زیبای کلاه پهلوی نگاه کردیم، موضوع این قسمت اعلان رسمی قانون کشف حجاب از طرف پهلوی بود...در این قسمت نشان داده شد که خانم مستشار نیا - همسر فرماندار -  در یک دیدار نیمه صمیمانه تهمینه را به دوستی خودش دعوت کرد و تهمینه همان معلمی بود که در طول سریال در مقابل تهاجمات بلانژ و شادی مستشار نیا با دلایل نیمه نصفه مخالفت میکرد، اما در این قسمت تهمینه بدون هیچ مقاومتی ملتمسانه از شادی خواست که او را حمایت کرده تا شغل خود را از دست ندهد و پس از اینکه قانون کشف حجاب در فرمانداری توسط شادی به طور رسمی اعلام شد شادی از تهمینه خواست به خاطر تمکین نسبت به قانون پهلوی، چادر خودش را دربیاورد وجواب تهمینه به شادی همان نقطه ای بود که هر انسان اهل دردی را به ضعف بسیار  فیلم و کمبود فیلم از مبانی دینی آگاه میکرد، واقعا قابل تِأمل است ؛ تهمینه همان دختری که در طول فیلم از او چهره ای دینی و فهمیده با باورهای دینی نمایش داده شده بود از کشف حجاب در مقابل برادرش خجالت میکشد! و از وجود ده ها مرد نامحرم و غریبه حیا نمی کند! یعنی آن چیزی که موجب شده بود تا تهمینه در طول فیلم در مقابل بی حجابی ها مقاومت کند خجالت از برادرش بود نه ترس از خدا!!!و پس از اینکه تهمینه از پوشش حجاب خارج شد و پوشش زنان موافق کشف حجاب را پوشید مرتب به شادی مستشار نیا درباره دلهره اش از حرف مردم حرف میزد و برادر تهمینه که نمونه ای بود از یک مرد ایرانی در ده ها سال پیش، با خواهش شادی برای احترام به تصمیم خواهرش با لبخند به شادی نگاه کرد؛ یعنی به همین راحتی و از این هم راحتتر!!!

و زمانی که تهمینه برای درد و دل نزد همسر آقای تدین_فروغ_میرود و از او میخواهد

که چاره ای برای او بیندیشد فروغ در جواب میگوید: تهمینه خودت میدانی که تو مثل دخترم هستی و من میخواهم تو الگو باشی!!!تا اینجا که حرفی از خدا نبود، حرفی از محرم یا نامحرم نبود ، تهمینه باید الگو باشد؛ اما فروغ نگفت منظورش از الگو کیست؟؟؟با اینکه در قسمت هفدهم کلاه پهلوی دیالوگ های شریفی نیا نسبت به ایرانی بودن و فرهنگ اصیل ایرانی و هویت ایرانی بسیار قوی بود اما باز هم حرفی از دین نبود، به نظر میرسد فیلم حقیقتاً دغدغه اش کلاه پهلویست نه چادر! دغدغه اش ایرانی بودن است نه اسلامی بودن! یادمان رفت قرارمان این بود که از بی حجابی بگوییم و مظلومیت حجاب، یادمان رفت که بنای این فیلم بر معرفی نقشه شوم استکبار برای بی هویت کردن مسلمانان بود نه پوشیدن لباس های زننده برای بازیگران که هر چه نتوانستیم در سریال های دیگر سیما انجام دهیم به بهانه این فیلم انجام دادیم کارهایی از قبیل نشان دادن زینت های گوش زنان، پوشش های بدن نما، آرایش های سینمایی و، و چیزی که حقیتاً انسان را به تعجب وا میدارد یعنی سکس پنهان در سیما!!!ما با نمایش خلوت های فرخ و سیمپسون - آن زن انگلیسی - آن هم به آن طرز زننده، قصد بیان رابطه ای را داشتیم که تا به حال فقط در سینمای ما جلوه گر بود. حرف های زننده فرخ و سیمپسون و نگاه های مردان به اندام خانم ها در فیلم مثلی را در ذهن بیننده زنده میکند و آن این است که قدیمی ها چه خوب گفتند:"هزار به به به یک اه اه نمی ارزد".اگر صد ها و یا هزاران فیلم از این دست ساخته شود به انگیزه حجاب و ما در نیمه راه هدف را فراموش کرده و به فکر جذابیت فیلم باشیم ، نه تنها اثر زود گذری بر روی مخاطب میگذاریم بلکه شاید معکوس عمل کرده و با طناب خودمان به چاه بیفتیم.


-به قلم خانم خوددانی