تبلیغات
انتظار خورشید - رها

انتظار خورشید

... و هیچ اندیشیده ای که آیا تو را نیز از آن خورشید نصیبی خواهد بود؟

رها

رها شدیم رها، مثل روح بی جسدی
 
نه با توایم و نه بی تو ، چه روزگار بدی

 
رها شدیم در آئینه های تو در تو
 
چه ازدحام عجیبی چه شهر بی عددی

 
رها شدیم در این کوچه های سرگردان
 
نه آستانه ی عشقی نه خانه ی خردی

 
مرا به حاشیه ی سرد زندگی آورد
 
امید رو به زوالی، دلیل نابلدی

 
ستاره ای شدم و در خودم درخشیدم
ولی چه سود که چشمی نمیکند رصدی

 
مگر به سایه ی نام تو رو کنم پس از این
 که در پناه تو امن است، یا علی مددی


((عبدالجبار كاكائی))