تبلیغات
انتظار خورشید - نادِ عَلیاً مَظهَرَالعَجائِب ...

انتظار خورشید

... و هیچ اندیشیده ای که آیا تو را نیز از آن خورشید نصیبی خواهد بود؟

نادِ عَلیاً مَظهَرَالعَجائِب ...
     آن زمان که همه در محضر ختم رسولان به حیدر بشارت می گفتند ای کاش پرده از قلبهای سیاهشان کنار می رفت و رسول خدا عهد شکنی آنها را با سرور مظلومان می دیدند و می دانم که می دیدند و در دل...

     آه ای علی!

     تو کیستی که عالمی حیران از وصف توست!

     آه ای علی مانده ام اگر تو را خدا نمی آفرید چه کسی می توانست از پس عشق بازیهایی این چنین با خدا برآید...

     آری علی فاتح خیبر ولی با دستهای بسته در کنار خانه و همسری مجروح به پشت در ...

اما صدای سکوت عجیب علی  عرش را به لرزه درآورد.

     آیا این سکوت و صبر را جز عشق بازی علی با خدا می توان نام نهاد.

     نه و الله...

     نه ، که علی عاشق خدا و خدا عاشق علی بود و علی را بر این امتحان برگزید.

     و پس از تو ای خم! باز علی سکوت کرد سکوتی 25 ساله که «خار در چشم و استخوان در گلو» بود.

     این سکوت علی سکوت نیست. رساترین فریادهای عالم بود و خواهد بود زیرا که اگر نبود ، دنیا صدای او را اینچنین نمی شنید و گذر روزگار غم ، صدای مولا را به ما نمی رساند.

     علی جان تو کیستی که هنوز عالم تو را نشناخته!

     حیدر کرار، فاتح خیبر، همسر زهرا(سلام الله علیها)، اخاللرسول الله، اباالحسن و اباالحسین، اباالعباس...

     نمی دانم چه گویمت که حق تو را ادا کنم علی، ولی همین را درباره ات می دانم که اگر هزاران سال هم بگذرد باز بشر از درک و فهم نام زیبای تو عاجز است چه رسد که تو را بشناسد و این کار فقط از پسرت «مهدی» برآید و بس! که بیاید و تو را به عالم بشناساند!

     هرگز نگویمت یا علی بیا دست من بگیر

     دانم گرفتی ز عنایت رها مکن